تبليغاتX

گنهکارترین عاشق


گنهکارترین عاشق

درد و دل
Yahoo
آرشيو
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لينك باكس M-S
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
اگر می دانی در این جهان
    کسی هست که


     با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند
      وصدای قلبت


ابرویت را به تاراج مي برد
          مهم نیست که او مال تو باشد..

.
مهم این است که :
        فقط باشد...


                  زندگی کند...
       لذت ببرد...
  ونفس بکشد...



به اين مي گن :عشق Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 


نويسنده: تنهای تنها مورخ: دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 در ساعت: 2:1
|+|
سپاس خدای را
سپاس خدای را
 
 
چه دلپذیراست

اینکه گناهانمان پیدا نیستند

وگرنه مجبور بودیم

هر روز خودمان را پاک بشوییم

شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم

و باز دلپذیرو نیکوست اینکه دروغهایمان

شکل مان را دگرگون نمی کنند

چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم

خدای رحیم ! تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس ...

فدریکو گارسیا لورکا

نويسنده: تنهای تنها مورخ: چهارشنبه بیستم تیر 1386 در ساعت: 10:4
|+|
درد ودل

سلام به تمام دوستاني كه با نظراشون منو شرمنده مي كنند

راستش از اين همه كلماتو جملات كليشه اي خسته شدم ،ميخوام يكم عاميانه تر و راحتتر با

هاتون حرف بزنم

 

ميدونم كه هر كدوم از شما به خاطر يه احساس،يه خاطره،به يادگاري،يه شكست،يه جايي

ه بتونيد درد و دل كنيد وبلاگ مي زنيد ،بعضيتونم به خاطر سر گرمي ،تفريح ،پر كردن وقتتون

یا به خاطر عشقتون 

وبلاگ مي زنيد،منم به خاطر يكي از همين دليلايي كه گفتم وبلاگ

 زدم،راستش بعضي وقتها اونقدر دلم مي گيره كه نمي تونم با كسي درد و دل كنم ، اينكه

 

ميامو با مطلباي وبلاگ خودمو سرگرم مي كنم

 

ديگه از اين همه ريا ،تزوير،دورنگي خسته شدم

 

تا كي ميخوايم همديگرو گول بزنيم

 

كي دست از بازي كردن با احساسات ديگرون بر ميداريم...

 

تا كي ميخوايم با نيشو كنايه حر فامونو به ديگري برسونيم

 

تا كي ميخوام با وعده هاي الكي دل ديگرونو به دست بياريم

 

تا كي ميخوايم به همديگه دروغ بگيم

 

تا كي ميخوايم صورتامونو پشت نقاب نگه داريم

 

چرا با هم رو راست نيستيم

 

چرا براي به دست آوردن خواهشها ،نيازها،اميالمون حاضريم دست به هر كاري بزنيم

 

چرا حرمتي براي شخصيت هم قايل نيستيم

 

و خيلي از اين چراهايي كه زيادن ....

 

كاش ميشد با هم صادق باشيم

 

كاش نقاب دورنگيو از چهرمون بر ميداشيم

 

كاش اگه كسي بهمون دل مي بنده تنهاش نزاريم احسا ساتشو جريحه دار نكنيم

كاش به جاي نيشو كنايه با مهربوني با هم حرف مي زديم

 

به خدا زندگي ارزش اين همه بي رحمي و كينه و نفرتو نداره

 

زندگي كوتاهتر از اون چيزيه كه فكر ميكنيد..... و دنيا بي وفا تر از ايناست

 

بياين تا هستيم قدر همو بدونيم

 

چرا وقتي يكيرو از دست ميديم تازه مي فهميم باهاش چي كرديم

 

بياين از همين الان نگاهمونو، رفتارمونوبه زندگي عوض كنيم

 

به خدا براي جبران هيچ وقت دير نيست........

 

ولي اگه زمانو از دست بدي فقط اين تويي كه ضرر كردي.....

 

كاش تونسته باشم حرف دلمو بهتون تفهيم كرده باشم....

 

به اميد روزي كه نه دلي،نه قلبي بشكنه

 

 

به اميد روزي كه كينه و نفرت تو قلب كسي نباشه

ايشالا شادي هميشه سايه بونه خونه هاتون باشه

 

خيلي حرف زدم ..........ببخشيد ديگه

يا حق

 


نويسنده: تنهای تنها مورخ: جمعه هشتم تیر 1386 در ساعت: 9:5
|+|
خدایا ! گناه مرا ببخش
در سرزمین من عاشق بودن جنایت است .در سرزمین من حوا - به

خاطر یک سیب -روزی هزار بار سنگسار میشود.در سرزمین من لبها

بوسه را در نگاه ها میجویند و دستها عطر نوازش را در تاریکیها...در

سرزمین من عاشق بودن گناه کبیره است.خدایا ! گناه مرا ببخش

 

 

 


نويسنده: تنهای تنها مورخ: سه شنبه پنجم تیر 1386 در ساعت: 0:51
|+|
عشق

 


از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است. از استاد هندسه پرسيدند


عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد. از استاد تاريخ


پرسيدن عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله ي قلب جوان. از استاد زبان پرسيدند


عشق چيست؟ گفت:همپاي love است . از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟


گفت : محبت الهيات است . از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق


تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد. از استاد رياضي پرسيدند عشق


چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پايان ندارد

 


نويسنده: تنهای تنها مورخ: یکشنبه سوم تیر 1386 در ساعت: 1:24
|+|
مقصرترینم....
 
ظهر داغ یک تنهایی و غروب سرد نبودن ها ...
 
برایم مهمانی نگرفتند
 
گفتند دستانت گناه کارند
 
 
صدایم را خفه کردند
و
 
 چشمانم را که خیسه خیس  بودند
 
 بستند
من ندیدم چه کسی او را ربود  
 
اما وقتی که نور دیدم
گفتند
 
خودم مقصرترین هستم
 
 
صلیب بر دوش خاموش ...

نويسنده: تنهای تنها مورخ: یکشنبه سوم تیر 1386 در ساعت: 1:10
|+|

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie